رفيع الدين محمد بن محمد مؤمن الجيلاني

390

الذريعة إلى حافظ الشريعة ( شرح أصول الكافي )

مرتضى ومجتبى زوج بتول * خواجهء معصوم وداماد رسول در بيابان رهنمونى آمده * صاحب سرّ « سلوني » آمده مقتداى دين باستحقاق اوست * مفتى امّت على الاطلاق اوست « 1 » فليتأمّل العاقل الفطن قولَه : « پيشواى راستين » وقوله : « خواجهء معصوم » وقوله : « مقتداى دين باستحقاق اوست » . ونِعْمَ من قال ( شعر ) : مرد بايد كه بو تواند برد * ورنة عالم پر از نسيم سبا است كلام السنائيّ في كتاب الحديقة في تقديس اللَّه تبارك وتعالى : برتر از حسّ ووهم وعقل وقياس * جز خدا نيست كس خداى شناس پاك از آنها كه جاهلان گفتند * پاكتر ز آنچه عاقلان گفتند وهم وخاطر نو آفريدهء اوست * آدم وعقل نو رسيدهء اوست ذات أو برتر است از چونى * زشت ونيكو درون وبيرونى عجز ما حجّت تمامى أو * قدرتش نايب أسامي أو تو درين گفت من مدار شكى * باز كن ديده بر كماريكى دان كه اثبات هست أو نيست * همچو اثبات ما در أعمى است داند أعمى كه مادرى دارد * ليك چونى به وهم در نآرد چون برون از كجا وكي بود أو * گوشهء خاطر تو كي بود أو آنچه پيش تو بيش از آن ره نيست * غايت فهم توست ، اللَّه نيست گر نگوئى ز دين تهى باشى * ور بگوئى مشتهى باشى ذات أو نزد عارف عالم * برتر از أين وكيف وز هل ولم وهمها قاصر است از اوصافش * فهمها هرزه مىزند لافش هست در وصف أو به وقت دليل * نطق تشبيه وخامشى تعطيل

--> ( 1 ) . المصدر ، ص 26 ، ش 465 - 469 .